خرید بک لینک

درباره سایت

شب شعر

امکانات وب

اگر جای مروت نیست با دنیا مدارا کن به جای دلخوری از تنگ بیرون را تماشا کن دل از اعماق دریای صدفهای تهی بردار همینجا در کویر خویش مروارید پیدا کن چه شوری بهتر از برخورد برق چشمها باهم نگاهش را تماشا کن، اگر فهمید حاشا کن من از مرگی سخن گفتم که پیش از مرگ میآید به «آه عشق» کاری برتر از اعجاز عیسا کن خطر کن! زندگی بی او چه فرقی میکند با مرگ به اسم صبر، کم با زندگی امروز و فردا کن "فاضل نظری"

برچسب: نویسنده: نیکی صادقی تاريخ: پنجشنبه 8 دی 1401 ساعت: 12:29

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشدتنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفتدل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت مرغ دریا خبر از یک شب توفانی داشت گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و رفت چه هوایی به سرش بود که با دست تهی پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید قلم نسخ برین خط چلیپا زد و رفت دل خورشیدی اش از ظلمت ما گشت ملول چون شفق بال به بام شب یلدا زد و رفتهمنوای دل من بود به تنگام قفس ناله ای در غم مرغان هم آوا زد و رفت "هوشنگ ابتهاج" ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی صادقی تاريخ: پنجشنبه 8 دی 1401 ساعت: 12:29

ما بدهکاریم به کسانی که صمیمانه ز ما پرسیدند معذرت می خواهم چندم مرداد است ؟ و نگفتیم چون که مرداد گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است..."حسین پناهی" ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی صادقی تاريخ: پنجشنبه 8 دی 1401 ساعت: 12:29

صفحه بندی